گردشی کوتاه در پوترا جایا

عکاس: سید احمد رحیمی

خداحافظ ایران!


یاسین !  زودِ زود برمیگردیم با هم بازی کنیم! قول بده گریه نکنیا! خب!!

اولین گردش من

سلام سلام . میدونین امروز کجا بودم؟ رفته بودیم گردش هوراااااا!! اون جایی که رفته بودیم خیلی دور بود. یه عالمه با ماشین رفتیم تا رسیدیم. بهش میگفتن تپه های بِرجایا!  تنها که نبودیم. عمو فرید ، عمو علی و عمو مجتبی هم بودن. تازه دوستم علی کوچولو هم امده بود. تو ماشین کلی باهم کتاب خوندیم.

اول رفتیم دهکده فرانسویها! توش ادم زندگی نمیکردا فقط میومدن میدیدن و چیک و چیک عکس میگرفتن.

اخه نمیگن بدون کلاه و عینک افتاب چشام رو میسوزونه ! تازه زیرم هم داغ بود سوختم! از دست مامانی!!

 بعدش بازم رفتیم بالاتر تا ناهار بخوریم.

ببینین اون گل سفیده منم!!

جاتون خالی خیلی خوشمزه بود. عموجون ها  کباب درست کردن. خاله سمیرا هم آش رشته پخته بود. همشو خوردیم. 

حموم کردم چقد راحت شدم ! مامانی صورتم میسوزه!!

وقتی امدیم خونه دیگه شب شده بود. خیلی خسته بودیم. زود خوابیدیم.

بابا جون بازم دوسِت دارم خیلی زیاد! هورا بابای مهربونم.