اعیادتون مبارک!!



اگه شما هم صبح زود از خواب بیدار شید مامان و بابا شما رو میبرن گردش! مثل من و نرگس!! صبحانه رو توی یه پارکی پشت مسجد نگارا خوردیم. بعدش کلی بدو بدو کردیم و جیغ زدیم!!!

شما اگه برید یه جایی که یه عالمه اسباب بازی باشه و شما اجازه نداشته باشید بازی کنید چی کار می کنید ؟!

فکر میکنید دستم به لپتاب نمیرسه یا مثلا بلد نیستم چه طوری برم بالای صندلی و ... .
_ اخه پسر نمیگی اگه صندلی سر بخوره میفتی!!!!!!!!!!!!

اونا:اونا ( اشاره به شیء و وسیله مورد نظر)
اُتاد: افتاد
بـَــَــَ : بَردارید ( بگیرید).
با : آب، آب بازی ، هر وسیله ای که مربوط به آب و اب بازی باشد مثل ماهی یا بطری آب!
بااا : بابا!
بگی(ر) : بگیر.
بیا : بیا.
بَه: شیر مامان، غذای پختنی.
بَق: برق ، لامپی که روشن است، هر روشنایی الکتریکی.
چَخ :دوچرخه ، ( وقتی روی صندلی چرخدار میچرخیم. ) چرخ چرخ عباسی خدا...
حَح : صدای شیر و ببر و پلنگ ( هر وقت که عکسشان رو میبینی حتی اگه روی دیوار اتاقت باشه و موقع عوض کردن پوشک.) و میخورمتا!!
داغ: داغ . اتو، چای، قابلمه غذا، گاز، و غذای شما وقتی میگیم داغه و ... . ( نه تنها دست نمیزنی نزدیک هم نمیشی.)
دَه: در ، درپوش. مثل در بطری، قابلمه ... .
مامّامّا.. :مامان .
مآآآآ: صدای گاو
